وقتی عزیز سالمندمان کمحوصله است، چه کار کنیم؟
وقتی عزیز سالمندمان کمحوصله است، چه کار کنیم؟
گاهی بهترین کمکی که میتوانیم به یک عزیز سالمند بکنیم، این نیست که اصرار کنیم حالش را عوض کنیم؛ گاهی فقط کافی است کنارش باشیم و به حالِ آن لحظهاش احترام بگذاریم. خیلی وقتها وقتی میبینیم پدر، مادر یا عزیز سالمندمان کمانرژی و بیحوصله است، نگران میشویم و فوراً میخواهیم با حرف زدن زیاد، پیشنهاد خوراکی یا سرگرم کردن، خوشحالش کنیم. اما واقعیت این است که این کارها گاهی او را بیشتر خسته میکند. سالمندان هم مثل همه ما روزهایی نیاز به سکوت و خلوت دارند؛ بدون اینکه مجبور باشند برای اینکه ما غصه نخوریم، تظاهر کنند حالشان خوب است. در این لحظهها، این چند رفتار ساده خیلی کارساز است:
ساده بپرسیم: «دوست داری کنارت بنشینم یا ترجیح میدهی کمی تنها باشی؟» با همین یک سوال نشان میدهیم به خواستهاش احترام میگذاریم.
برای هیچچیز اصرار نکنیم: برای حرف زدن، چای خوردن یا بلند شدن پافشاری نکنیم؛ بگذاریم در آرامشِ خودش بماند.
فقط گوش کنیم، سریع راهحل ندهیم: اگر خودش دلش خواست دردِدل کند، فقط شنونده باشیم. لازم نیست فوراً دنبال نصیحت کردن یا حل مشکل باشیم؛ همین شنیده شدن برایش کافی است.
همین که حس کند کنارش هستیم و اصراری برای تغییر حالش نداریم، بزرگترین حس امنیت و آرامش است.
نظر دهید